تبليغاتX
انجمن شعر نوآیینی موعود -

انجمن شعر نوآیینی موعود

در دلم انداخته حال رجا و بيم را

جذبه ي ذي القعده آتش مي زند تقويم را

 

دارد امشب از شمال شرق ، احسان مي وزد

مي شناسد اين گدا ، سلطان آن اقليم را

 

مي شود آقا بدان زائرسرا راهم دهد ؟
مي نشينم تا محقق سازد اين تصميم را

 

يا رضا ! اذن دخول ماست نام مادرت

مرحمت كن رخصت پابوسي و تعظيم را

 

گوشه ي دار الشفاي پنجره فولاد تو

كاش مي شد نذر مي كردم همه هستي م را

 

پاي سقا خانه ات مخلوط كردم در سبو

زمزم تكريم را و چشمه ي تسنيم را

 

بايد اسماعيل را در طوس قرباني كند

تا خدا مقبول سازد حج ابراهيم را

 

بيرق سبز رضا قصد هلاكم داشت ،‌ حيف

كاش بالا برده بودم پرچم تسليم را

 

عباس احمدي ( قم )

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 21:54  توسط سعید محمدی  |